داستان هاي سکسي چند قسمتي 7 | چراغ دانلود – مجله اینترنتی

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان هاي سکسي چند قسمتي 7

داستان هاي سکسي چند قسمتي 7

داستان هاي سکسي چند قسمتي 7
 
https://www.looti.net/12_6006_30.htmlCached
Translate this page-مامان باید تا آخر بره . موز چند سانت جلو تر از سر کست بود . تازه اگه من کیرمو تا ته بفرستم توی کس میشه ته اون قسمتی که موز قرار داشت .. توی دلم گفتم مادر جون تو چرا این قدر ناز می کنی من که خوب می دونم کست می خاره .. کیرمو شستم . خمیر ها رو مالیدم و کیرمو به سر کس مامان چسبونده اونو فرستادم که آروم بره خوب بود …… ادامه دارد .

داستانهاي سکسي ارباب وبرده چند قسمتي | پوئون ورلد دانلود

 
poemworld.ir/داستانهاي-سکسي-ارباب-وبرده-چند-قسمتي-2/Cached
Translate this pageروش خرید:برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول bmc1.ostadyarsystem.ir/داستانهاي-سکسي-ارباب-وبرده-چند-قسمتي/مورد نظر را درب منزل … 7 ژوئن … حتما داستان رو از قسمت اول پیگیری کنید بعد از اینکه نصفه شبی از خواب بیدارم https://hegharat.wordpress.com//06/07/etiad_be_hegharat_8/کردن …

من و آذر و سپیده (قسمت هشتم-آخر) | داستانهای قشنگ و زیبا

 
https://dastans3x.wordpress.com/…/من-و-آذر-و-سپیده-قسمت-هشتم-آ…Cached
Translate this pageApr 7, 2008 – بعد از چند لحظه چون با ضربه هایی که کوسش با کیرم وارد می کردم و کف حموم هم لیز بود کل هیکلش به بالا می رفت و گاهی سرش هم به دیوار می خورد . من هم که نمی خواستم اذیت … گفتم : با اجازه آذر هر موقع که خواستی میتونی بیایی خونمون و یا بگی ما بیایم اینجا تا سه تایی از سکس لذت ببریم . سپیده گفت : امشب اینجا …

من و آذر و سپیده (قسمت سوم) | داستانهای قشنگ و زیبا

 
https://dastans3x.wordpress.com/…/من-و-آذر-و-سپیده-قسمت-سوم/Cached
Translate this pageApr 5, 2008 – من هم که می دونستم باید چند لحظه ای صبر کنم تا یخورده حالش جا بیاد در حالی که صورت آذر کنار صورتم بود یه چشمک به سپیده زدم و آروم آذر رو از روی خودم به روی تخت برگردوندم و چند تا بوس از صورت و گونه ها و لبش کردم بعد یک نگاه خماری بهش کردم و گفتم : مثل اینکه سپیده خانوم هم می خواهد !!! عیب نداره ؟؟؟؟؟؟؟ آذر هم که …

داستانهای سکسی: من و خدمت مقدس سربازی – قسمت بیستم

 
mosiriz.persiangig.com/d.htmCached
Translate this pageچند دقیقه طول کشید تا اینکه با چند آه و ناله ای که کشید آبش رو تو دهنم ریخت . به شدت سرفه ام گرفت . به تندی چند دستمال از مشکات گرفت و از رو من بلند شد و دستمال ها رو به دستم داد و با خنده گفت : بیا دهنت رو تمیز کن با همه دردی که در بدنم حس می کردم چرخی زدم و به شکم شدم و دستمال رو زیر دهنم گرفتم و دهنم رو باز کردم ، و پیشونی مو …

داستان بهشت قسمت هفتم | داستان های بدون سانسور

 
https://beautyshining.wordpress.com/…/داستان-یهشت-قسمت-هفتم/Cached
Similar
Translate this pageJul 23, 2010 – صبح حدودای ساعت ده بیدارشدم مستی ازسرم پریده بود…. کمی احساس کوفتگی وسردرد میکردم…. یک حالت سستی ورخوت هم توی بدنم بود … یاد دیشب افتادم مثل اینکه خواب دیده بودم… پرستو خواب خواب بود… اوتقریباً دمرخوابیده وپای راستشورااززانوخم کرده بود…. شرت مشگیش لای چاک کونش جمع شده بودوسفیدی …

داستان بهشت قسمت دهم | داستان های بدون سانسور

 
https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-د…Cached
Similar
Translate this pageJul 23, 2010 – داستان بهشت قسمت دهم … وهیچ پارچه یاتور درآن بکارنرفته بودفقط یک نوار دورکمرشون بودو یک نوار هم دوخته شده به اون وبصورت 7 رفته بود لای پاهاشون… ….. چون بهش گفتم میخوام یکشب بیاد اینجا وبامن و دوتا از دوستام سه نفر به نوبت باهاش سکس داشته باشیم تا خوب حال کنه توهم دوست داشتی بیا وببین…

داستان بهشت قسمت نهم | داستان های بدون سانسور

 
https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-…Cached
Similar
Translate this pageJul 23, 2010 – هرچند من سکس منیررا هرشب ازنزدیک دیده ام ولی باشه قبول دارم……. ولی نظر خانمها چیه؟…. منیر گفت منکه دوست دارم با امیر تنها باشم…. البته این نظرمنه… … گفتم بهت بعضی ها چندبار که باهاشون سکس داشتی سریع وا میرن وخیلی زود …. چند دقیفه ای که قسمت بالای مهبل را لیس زدم متوجه برجستگی چوچوله اش شدم…

دوست دخترم مریم قسمت دوم | داستان سکسی

 
https://dastan021.tumblr.com/post/…/دوست-دخترم-مریم-قسمت-دومCached
Translate this pageApr 24, – وسطایه ظهر شد که بهم زنگ زد و منم جواب دادم گریه میکرد و میگفت صبح که داشتم میومدم از پله ها افتادم و تموم دست و پام زخمی شده بد جور حالگیر شدمو دلداریش دادم بعد از چند روز اس دادن گفت میخواد بره پیش ماما و ببینه پردش آسیب دیده یا نه.میگفت وقتی افتادم وسط پام خورده به میله کناره پله ی پایینی زخمی شده ولی تو …

داستان های سکسی چند قسمتی – زیر پانزده قسمت – صفحه 7 – انجمن سکسی …

 

10 .
kir2kos.net/showthread.php/4-داستان-های-سکسی-چند-قسمتی-زیر…قسمت/page7Similar
 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS