لوتي داستان س ک س خواهر | چراغ دانلود – مجله اینترنتی

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » لوتي داستان س ک س خواهر

لوتي داستان س ک س خواهر

لوتي داستان س ک س خواهر
 
https://www.looti.net/12_1255_3.htmlCached
Translate this pageشیوا درگوش من گفت:«خیلی احساس عجیبی بود وحید.»منم گفتم:«آره.خیلی.» بعد من تاق باز خوابیدم و شیوا روی من خوابید. هنوز آماده ی سکس بعدی نبودم.کیرم از بین پاهای شیوا سر خورد و بین چاک کونش رفت.درست همینجا به فکرم رسید که خواهرم رو از کون بکنم. طبق چیزی که از داستان ها خونده بودم از تو اتاق کارم کرم نرم کننده آوردم.

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 15 – انجمن لوتی

 
https://www.looti.net/12_1255_15.htmlCached
Translate this pageاون موقع خواهرم مهسا 13 سالش بود . دوم راهنمايي بود .و منم دوم دبيرستان بودم . . مامانم و بابام هر دو سر كار مي رفتند . ساعت 7 صبح ميرفتند تا 5 بعد از ظهر . . يه روز كه قرار بود خواهرم بعد از مدرسه با دوستش بره بيرون من وقتي ديدم خونه خاليه به دوست دخترم كه همسايمون بود و اسمش الهام بود زنگ زدم و گفتم بيا خونمون اونم اومد . ما با هم سكس هم مي …

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 67 – انجمن لوتی

 
https://www.looti.net/12_1255_67.htmlCached
Translate this pageقبلاً چند مورد سکس داشتم ویکی دوتا دوست دختر هم دارم اما تا بحال به خواهر زادهام به چشم سکس نگاه نکرده بودم .خواهرم چای ریخت و گفت شب بیا خونه برات شام خوبی درست کردم. گفتم باشه. یه ماشین خوب گیرم اومده میخوام ببرمش کارواش. آرزو سوال کرد ماشین چیه؟ گفتم بی ام و.گفت کو کجاست؟ گفتم از پنجره نگاه کن می بینی. رفت واز …

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 30 – انجمن لوتی

 
https://www.looti.net/12_1255_30.htmlCached
Translate this pageخاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به سال 89 زمانی که اولین و به مراتب بهترین سکس رو با خواهرم سارا تجربه کردم. امیدوارم خوشتون بیاد و در پایان نظر یادتون نره.در ضمن فقط اسامی مستعار هستند و بقیه داستان به طور کامل و بدون شاخ و برگ تحریر شده. اسم من سینا ست و با خواهرم سارا در یک خونواده 4 نفری زندگی میکنیم .

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 50 – انجمن لوتی

 
https://www.looti.net/12_1255_50.htmlCached
Translate this pageبرادر شوهر عاشق سلام.داستان من واسه خودم که جالبه واسه شما نمیدونم.نظرات شمام واسم جالب میشه به علاوه اینکه فرهنگتونو نشون میدید.در هر صورت ممنونم واسم وقت … وققتی گذاشت من هم گذاشتم تو کس مادرشو دو تائی مشغول کردن مادرش شدیم بعد پنج دقیقه برادر خانمم گفت داره ابم میاد کیرشو در اورد و پشت مادرش روی کمرش خالی کرد بعد با …

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 41 – انجمن لوتی

 
https://www.looti.net/12_1255_41.htmlCached
Translate this pageمربی جودو بودم و بدن پیچیده و ورزیده و پوستی گندمگون و گوشهای شکسته باقد180ووزن 90تقریبا آرزوی هردختری بودداشتن یه شوهراینجوری ….منم راستش بعد یه عمر کس بازی و دختربازی دیگه خسته شده بودم و بایه دختر نجیب که سالها همسایه مون بود و همه جوره تو درو همسایه و محل سربلند بودازدواج کردم تادیگه دست از خانوم بازی هام بردارم و …

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 4 – انجمن لوتی

 
https://www.looti.net/12_1255_4.htmlCached
Translate this pageکاش که همچین چیزی اصلا نبود بالاخره بابام سرشو کشید کنار و به تندی برق شلوارک و شورتشو درآورد و کیرشو به آرومی گذاشت روی کسم و مالید کس من که خیس خیس ….. د رمورد نحوه سکس با خواهر و یا برادر بود در یکی از روز های تعطیل بود که در خونه بودم مشغول خوندن یکی از داستان ها شدم وقتی تمومش کردم یه احساس دیگه داشتم که در این …

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 28 – انجمن لوتی

 
https://www.looti.net/12_1255_28.htmlCached
Translate this pageمنبع شهوانی سکس من و دختر خواهرم سلام من 32 سالمه و این ماجرا برمیگرده به زمانی که مریم دختر خواهرم 17سالش بود .اون موقع ما با هم خیلی شوخی میکردیم و گاهی اوقات با اون یکی خواهرش که 16 سالش بود و داداشش 14 ساله بود سه تایی با هم.

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 53 – انجمن لوتی

 
https://www.looti.net/12_1255_53.htmlCached
Translate this pageسكس خانوادگي من روشنك 42 ساله و يه دختر 23 ساله بنام هديه و يه پسر 21 ساله بنام بهنام دارم. اين ماجرا مربوط به 3 سال پيشه. ديگه بچه هام بزرگ شده بودند و بايد يواش يواش مسائل سكسي رو ياد مي گرفتند به همين خاطر با شوهرم در ميون گذاشتم اونم موافق بود. ديگه سكسامونو به دير وقت نمي كشونديم و قبل از اينكه اونا تو اتاقشون خوابشون …

داستان خواهر

 

10 .
https://shahvani.com/dastan/tag/خواهرCached
 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS